آریان صادقی

  • دولوپر.
    نوازنده.
    دانشجوی علوم کامپیوتر صنعتی شریف
    گاهی هم در این وبسایت از همه چیز و همه جا مینویسم ... . این لینک فایل pdf رزومه من هست و در این لینک میتونید بیشتر در مورد من بخونید .



  • در 8 آوریل 2019

    واقعیتش این چیزی که مینویسمو دوست ندارم کسی بخونه و خب سوال اینه که چرا پاپلیک دارم شیرش میکنم که جواب اینه که نمیدونم واقعا
    درگیر یه سری اتفاقای بد شدم که نیازه درموردشون حرف بزنم واقعا و معمولا این کار رو توی توییترم انجام میدم ولی خب الان نمیتونم توی توییتر بنویسم چون یه سری ادما هستن که در مورد این اتفاقا به من امیدوارن و اگه از غم و غصه هاش بنویسم فکر میکنن ترسیدم یا کم اوردم که خب واقعیتش اینه که نه ترسیدم و نه کم اوردم فقط دلم میخاد یه جایی بنویسم یه چیزایی در موردش.
    راستی این متن یحتمل پر از غلط املایی و ویرایشی هست که خب پوزش
    میدونی یکم خسته شدم از اینکه همیشه اونیم که میشنوه و میگه درست میشه بابا سخت نگیر.
    چرا یکی پیدا نمیشه که به من بگه بابا درست میشه و سخت نگیر
    نه اینکه هیشکی نباشه که باهاش حرف بزنم ها نه هست ولی خب همشون فکر میکنن من منطقی ترین ادم دنیام و شروع میکنن راهکارای فلسفی دادن یا نصیحتایی میکنن که خیلی وابسته به ایندست.
    بابا من یکیو میخام در اوج حماقت بگه بیخیال مشتی درست میشه بیا چایی بزنیم سخت نگیر .
    الانم اتفاقی افتاده که من انجامش ندادم من امادگیشو نداشتم و حتی منم نمیخواستم بیفته ولی افتاده و من و یک نفر دیگه رو عمیقا درگیر کرده
    من مجبورم برای اینکه حال اون یک نفر بد نشه لبخند زنان ( نیم فاصله رو پیدا نمیتونم بکنم ) توجیح کنم و همه چیو با روش منطقی براش راه حل بیارم ولی خب خودمم از این اتفاق ناراحتم و هیشکی نیست یکم اونجوری که دلم میخاد اروم کنه .
    میدونی مشکل جوریه که از دست هیچ کس کاری بر نمیاد واقعیتش چون اصلن مشکلی نیست که کسی بخاد از دستش کاری بر بیاد .
    یه سری چیزا هست تو ذهنم که میدونم درسته در مورد این قضیه ولی نیاز به کسی دارم که بیاد عینن همونا رو توی گوشم بگه و مطمن ترم کنه و چه نیاز احمقانه ای واقعا
    همین بقیشو دیگه نه دلم میخاد بنویسم و نه میتونم پس ایام به کام 🙂

    میتوانید سوالات یا نظرات خود در مورد نوشته را به اشتراک بگذارید .
      Alice در یکشنبه 27 اکتبر 2019 :

      میدونی چیه؟ یه وقتایی همین پاسخ گرفتنِ نیازهای احمقانه‌ست که باعث میشه حالت بهتر بشه. همین‌که یکی باشه بشینی کنارش، سیگار دود کنی و لازم نباشه از چیزی حرف بزنی؛ خودش تا ته داستان رو بره. یکی که بهت حق بده توام آدمی! بعضی وقتا دلت میخواد منطقی نباشی، دلت میخواد اونی که همه روش حساب میکنن نباشی، اونی که همیشه لبخند میزنه و حال بقیه از حال خودش مهم‌تره نباشی… میدونم و کاملاً میفهمم چی تو دلت میگذره.

      بیشتر از این نه بنویس نه تلاشی واسه نوشتن کن؛ اون چیزی که اذیتت میکرد رو گفتی. بقیه‌ش به ما ربطی نداره. ولی بیخیال مشتی؛ درست میشه ؛)

        aryan در یکشنبه 24 نوامبر 2019 :

        همین دقیقا 🙂

    نام شما :

    آدرس ایمیل شما:

    محتوای نظر شما :