آریان صادقی

  • دولوپر.
    نوازنده.
    دانشجوی علوم کامپیوتر صنعتی شریف
    گاهی هم در این وبسایت از همه چیز و همه جا مینویسم ... . این لینک فایل pdf رزومه من هست و در این لینک میتونید بیشتر در مورد من بخونید .



  • در 13 فوریه 2018

    سلام 🙂
    اول از همه من توی نگارش خیلی ضعیفم ، اگه هر ایراد نگراشی دیدین ، تذکر بدین تا اصلاح بشه … .
    دیگه  این که هنوز ایده ای ندارم که توی این مطلب چی میخوام بنویسم و امکان داره تغییر کنه و به صورت کلی اول قصدم بود که خیلی زودتر این مطلب رو بنویسم ولی تصمیم گرفتم که بزارم حداقل یه ترم بگذره که کمی بیشتر با ( آهنگ میکده عشق از محمد معتمدی پلی شد )  همه چیز آشنا بشم ، به صورت کلی قراره یکمی دانشگاه رو اسپویل کنم و خاطره هدف دار بگم و یه سری نکته به درد بخورد برای ادمایی که تازه قراره وارد دانشگاه بشن … .
    خیلی سریع از اون اولا بگم که خب همه چی خیلی خوب بود و جشن بود و ارودو و اینا که من قصد اردو رفتن رو نداشتم ولی بعدش از رفتنم خوشحال شدم .
    هفته های اول هم همه چیز خیلی خوب و کلی سرگرمی و فضای جدید و خوب بود ولی یه چیزی یه مقدار عجیب به نظر میومد اونم این که ظاهرا ادمای توی شریف خیلی خفن تر از اون چیزی بودن که از بیرون به نظر میرسیدن .اولین نکته ای که بد نیست بگم اینه که واقعا نیازه که از همون اول درس رو جدی گرفت و نگذاریم این جذابیت های ورود باعث بشه که دور بیفتیم از درس یه نکته دیگه که نیازه بگم ( اگه کنکوری هستید نخوندید این نکته رو ) این هست که طی دوران کنکور خیلی به ما ها دروغ گفتن که بزرگترینشون این بود که میگفتن دانشگاه مثل یه قیف برعکسه و واردش شدی دیگه حله و این چرت و پرتا ، حداقلش اینه که توی دانشگاه های خوب همیشه دغدغه درس حتی برای دانشجو های ترم بالا هم هست اما میشه خیلی خوب مدیریتش کرد .
    خب حس میکنم مهم ترین نکته رو گفتم الان ، رستگاری شما در درست درس خوندن از همون اول ترمه … .
    ( در حال بحث کردن روی دستگاه آواز میکده عشق با هم اتاقی هستم )
    خب از خوابگاه بگم که کلا چیز چرتیه ولی اونو هم میشه تا حد خوبی مدیریتش کرد و حتی تبدیلش کرد به یه مکان جذاب …
    اولین قضیه اینه که زندگی توی خوابگاه خیلی وقت گیر تر هست اینجوری که دیگه کسی نیست که خیلی از کارهای شما رو انجام بده و نیازه خودتون این کارا رو بکنید که خب وقت گیره دیگه … . نکته ای که بد نیست بگم اینه که جو خوابگاه جون میده واسه درس نخوندن که خب باید برش غلبه کرد … .
    رابطه شما با هم اتاقیات میتونه دو جور باشه یکی اینکه صرفا هم اتاقیت باشن رابطه ای هم باهاشون نداشته باشی و  دومی اینجوریه که خب میتونی باهاشون رفاقت کنی و مخصوصا اگه هم رشتت باشن میتونین کمک همدیگه کنید و حتی مشورت کنید و اینا ولی نکته ای که باید بهش توجه داشت اینه که در نهایت تصمیم نهایی رو باید شما بگیرید و مسولیتشو بپذیرید ، پس مراقب باشید که توی جو قرار نگیرید و توجه داشته باشید یه سری تصمیمات شاید برای اونا جواب بده اما ممکنه به شما ضربه بزنه … .
    توی محیط دانشگاه هم اینجوریه که خب اکثرا ادمایی هستن که فقط درس میخونن و فقط درس میخونن و فقط درس میخونن اما …. اما این بین ادمای جالبی هم پیدا میشن مثلا دانشجوی رشته برقی که کتاب ردیف میرزا عبدلله رو از حفظ مینوازه یا دانشجویی که همزمان داره دوتا رشته میخونه و تفریحات مختلفی هم داره و وقت اضافه هم میاره 😐 ، نکته دیگه ای که هست اینه که باید تا حد خوبی خیلی مراقب رفتارت با بقیه باشی چون یهو میبینی طرف خیلی خفن بوده و این امکان رو داشته که با حمایت اون کلا مسیر زندگیت عوض بشه ( هر چند یه مقداری که جلو تر میره میبینی که خیلی هم نیازی نیست به این نکته پایبند باشی که خب تا خوتون تجربش نکنید نمیتونید دلیلشو بفهمید … . )
    توی دانشگاه یه جاهایی وجود داره که بهشون میگن کانون ، مثلا کانون کوهنوردی یا کانون موسیقی یا کانون شعر و … .
    مکان های جالبی هستن که بسته به علاقه توصیه میشه یه چرخی توی همشون بزنیم و اینجوریه که توی هر کدومشون چندتا ادم پیدا میشه که توی یه کاری غیر درس خوندن تخصص دارن و دیگه اینکه این امکان هست که شما اینقدر با این محیطا درگیر بشید که ببینید که کلا بیشتر از اینکه با همکلاسی ها رابطه داشته باشید با این افراد رفت و امد کنید که هم میتونه خوب باشه و هم میتونه بد که در مورد شخص من خوب بود … .
    وقتی وارد دانشگاه میشید هرچقدر هم که قبلش خفن و اهل مطالعه و اینا باشید یه حس جالبی که اوپس پسر من چرا هیچی بلد نیستم  بهتون دست میده ، خب واقعیت تلخ اینه که تبریک میگم شما واقعا هیچی بلد نیستید 🙂  سعی کنید آرامش خودتونو حفظ کنید و برنامه ریزی داشته باشید … .
    یه مدتی میگذره و شما دیگه یکمی اومده دستتون که چی به چیه که امکان داره دو تا اتفاق براتون بیفته و یکیش اینه که کلا هیچ کاری نمیکنید و عملا روزاتونو اسکیپ میکنید و یکی دیگه این که هدفتون یادتونه و خیلی اهسته به سمتش دارید حرکت میکنید وتفریحات و اینا هم سر جاشه .
    در مورد برهه زمانی امتحانات بگم که خیلی زود میگذره و فارغ از اینکه چقدر طی ترم درس خوندین سعی کنید تا جایی که میتونید به خوتون فشار بیارید و قید بیست و پنج صدم رو هم نزنید ، نگران خوابتون هم نباشید ، احتمال اینکه از کمبود خواب بمیرید تقریبا صفر هست و بعد از دوره امتحانات کلی وقت هست برای خواب … .
    دیگه اینکه توی دانشگاه شما خیلی توی همه زمینه ای ازادی انتخاب دارید مثلا میتونید انتخاب کنید که یک هفته فقد توی تختتون بمونید و تا جایی که میشه بخوابید یا هر مثال عجیب و غریب دیگه ، نکته ای که هست اینه که عملا هیچ کسی نمیتونه جلوی شما رو بگیره به جز خودتون پس حواستون به خودتون باشه … .
    برای ما ملت غیور ایرانی دانشگاه از یه لحاظ خیلی محیط جدیدی محسوب میشه اونم اینه که خواسته یا ناخواسته به جنس مخالفتون بر بخورید که نکته ای که توصیه میکنم رعایت بشه این هست که حواستون به رفتارتون باشه که از یه جایی به بعد دیگه اسم کاری که شما میکنید راحت بودن و اینا نیست … . ( ایشالا که گرفتین چی میگم و اگه نگرفتین هم خیلی مهم نیست فقط به نکته جو گیر شدن خیلی خیلی توجه کنید . ) یکی از دوستان که قلم خوبی هم داره یه داستانی در مورد این قضیه سر نوشته که شاید یه روزی همینجا منتشرش کنم … .
    نکته خیلی مهمی که همین الان به ذهنم رسید اینه که کلا چیزیو جدی نگیرید ویادتون باشه شما اولین دانشجوی این ممکلت نیستید و اخریش هم نیستید و سعی کنید کلا با آرامش همه کار ها رو جلو ببرید و حتی اگه یه اشتباه خیلی بزرگ هم کردین فقد ازش درس بگیرید و ازش رد بشین .
    یه چیز خیلی جالب و به درد به خور که واقعا خوبه بدونه آدم این هست که توی دانشگاه یه پرسه ای هست به اسم حرف زدن 😐 ، اینجوریه که شما با حرف زدن با این و اون ( معاون اموزشی و استاد و دستار استاد  و استاد راهنما و مسول اداری و اینا  ) میتونید خیلی کارای خفنی بکنید . پس کلا از حرف زدن نترسید و هرجا حس کردین یه کاری هست که غیر قانونی نیست و ممکنه کار شما رو راحت تر بکنه ولی از دست کس دیگه ای بر میاد برید و با اون کس دیگه حرف بزنید و مشکل رو در میون بزارید ( بین خودمون باشه حتی اگه مورد غیر قانونی هم باشه با معجزه حرف زدن میشه یه کاریش کرد حالا … .) . الان که بهش فکر میکنم این اخری خیلی کاربردی بود کاش همون اوایل میگفتمش … .
    یه چیز دیگه توی دانشگاه همه چیز خیلی فشرده و سریع اتفاق میفته ، مثال درسیش این میشه که درسی که توی دبیرستان توی دو سال به شما داده شده رو توی یه نیمه ترم بهتون میگن و امتحانش رو هم میگیرن … .
    خب دیگه به جایی میرسید که ترم تموم شده و چند حالت برای شما امکان داره اتفاق افتاده باشه که یه عددی به اسم معدل روبروی شما میزارن که میتونه خوب باشه یا بد که از یه حدی بیشتر باشه شما خیلی خفن محسوب میشید و اگه از یه حدی هم کمتر باشه شما مشروط شدین که باید  از همون نکته جدی نگرفتن استفاده کنین و خیلی ریلکس اماده ترم بعدی بشین ( نکته نهایی اینکه واحد برداشتن خیلی کار اسونیه یعنی اینجوریه که کد درس رو توی سامانه اموزش میزنید و اضافه میشید به درس اما قسمت  سخت ماجرا واحد پاس کردنه ، جو گیر نشید پلیز 🙂 ) .
    آهان راستی معتاد هم نشید ، اینم نکته قابل توجهیه.
    چیز خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه و کمی هم دیر وقته ، پس همینجا این مطلب رو تموم میکنیم .

    میتوانید سوالات یا نظرات خود در مورد نوشته را به اشتراک بگذارید .
    نام شما :

    آدرس ایمیل شما:

    محتوای نظر شما :